بازگشت به خویشتن به منزله راهکاری برای آسیب روانی ـ قسمت آخر

قسمت آخر
برخی اصول برای بهبود یافتن از تروما:
اصالت و بازگشت به خویشتن وفاداری به خود. اگر مدام مواظب تصویر ذهنی که از خود در دیگران به جا می گذاریم باشیم اصالت خود را نادیده گرفته ایم. باید شروع کنیم به پذیرش خود همانگونه که هستیم تا اصالت بیابیم. از اینکه خودمان باشیم نترسیم. کمبود اصالت از طریق فشار یا اضطراب یا حسرت یا افسردگی یا خستگی خودش را به ما نشان می دهد.
عاملیت
ظرفیتی داشته باشیم که مسئولیت وجود و هستی مان را پاس بداریم و نیز در تمام تصمیمات اساسی - تا حد ممکن – مسئولیت پذیر باشیم ، تصمیماتی که زندگی مان را تحت تاثیر قرار می دهند. عاملیت نداشتن ، منبع استرس است. چنین محرومیتی می تواند ناشی از عوامل و شرایط اجتماعی و سیاسی باشد. یکی از راه های شفایابی قوی عاملیت داشتن است. عاملیت به معنی این است که انتخاب هایی می کنیم حول اینکه چه کسی هستیم یا چگونه انسانی هستیم ، با کدام بخش های خودمان هویت پیدا می کنیم و از کدام وجوه مان استفاده می کنیم. عاملیت توان ارزیابی آزادانه و کامل است که موجب می شود فرد بر اساس آنچه به طور اصیل احساس می کند دست به انتخاب بزند. این درحالیست که فرد انتظاراتی که جهان از وی دارد را رد می کند و همچنین آنچه به واسطه وضعیت شرطی شده اش در خصایل وی ممکن است وجود داشته باشد را نیز رد می کند.
ابراز خشم
خشم اشکال متنوعی دارد. برخی انواع خشم ناسالم هستند و در نتیجه ی تجمع احساسات بروز نیافته یا نامنسجم بوجود می آیند.این انواع خشم لازم است است تجربه شوند و ادراک شوند نه اینکه فرد بر اساس آنها کاری انجام بدهد. خشم سالم ما را از خطرات حفظ می کند. وقتی تهدیدی حس می کنیم مکانیزم خشم فعال می شود.
بسیاری از ما آنقدر درجه خشممان را کم کرده ایم که اصلا نمی دانیم چه شکلی است. پیام مرکزی خشم یک نه مفید و موثر است. و باتوجه به شرایط با شدت ابراز می شود. گاهی ما شروع می کنیم به توجیه شرایط و با خودمان می گوییم می تونم از پس این موقعیت آزاردهنده بربیام، یا انقدرها هم مهم نیست.
تحقیقات نشان داده اند که ابراز خشم می تواند سلامت جسمی را ساپورت کند.
پذیرش
پذیرش از آنجا آغاز می شود که اجازه دهیم امور و مسایل آنچنان که هستند اتفاق بیافتند. به جای اینکه سعی کنیم دست و پا بزنیم و خودمان را از موقعیتی بیرون بکشیم سعی می کنیم آنرا قبول کنیم. هم راستا می شویم با آن موقعیت. گاهی اوقات پذیرش همراه با وضعیتی است که نمی دانیم چه احساسی داریم و اینکه احساساتمان مخلوطی از غم، خشم، مقاومت، تنفر...، است. طرد کردن هرکدام از بخش های تجربه احساسی مان نوعی طرد خود به شیوه ای غیرطبیعی است. )که برای بسیاری از ما طبیعی جلوه می کند(. گاهی نفرت، دلخوری یا حتی گیجی و ابهام احساسی در زیرش درد وجود دارد. کارکرد این حالت این است که درد را حس نکنیم.
تفاوتی بین پذیرش و تحمل کردن وجود دارد. پذیرش راه را برای اصالت و خشم و عاملیت باز می کند. درحالی که تحمل کردن کشنده است، به این معنا است که شرایط غیرقابل تحمل را تحمل می کنیم.
در پایان این بخش باید یادآوری کنیم که عشق به خود زمینه ساز اصالت و عاملیت و ابراز خشم سالم و پذیرش است. دوست داشتن خود به معنای منبع انرژی هستی بخش می تواند باعث شود که ما برای تروماهای خود راهی برای التیام پیدا کنیم. تبادل عشق با دیگران نیز می تواند به رهایی از آسیب های روانی کمک کند به شرط اینکه به قیمت نادیده انگاشتن خودمان نباشد.
نظرات